هر روز ارسال فوری داخل تهران داریم

اگر کتونی‌ها حرف می‌زدند🧐

نوشته شده در 05 تیر 1405
اگر کتونی‌ها حرف می‌زدند🧐

اگر یک روز صبح از خواب بیدار می‌شدی و می‌دیدی کتونی‌هایت می‌توانند حرف بزنند، احتمالاً اولین جمله‌ای که می‌شنیدی این بود: «بالاخره تصمیم گرفتی ما را هم ببری بیرون؟»

 

کتونی‌ها بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم دنیا را دیده‌اند. آن‌ها با ما در خیابان‌های شلوغ راه رفته‌اند، در مسیرهای طولانی سفر همراه ما بوده‌اند و حتی روزهایی را دیده‌اند که حالمان خوب نبوده و بی‌هدف قدم زده‌ایم.

 

کتونی سمت چپ شاید با کمی غرور می‌گفت:

 

«یادت هست آن روزی که برای اولین بار خریدی‌مان؟ چقدر با دقت نگاه می‌کردی. چند بار بندهایمان را باز و بسته کردی تا مطمئن شوی اندازه‌ات هستیم.»

 

کتونی سمت راست احتمالاً می‌خندید و می‌گفت:

 

«اما بعدش چه شد؟ یک هفته تمیز و مرتب بودیم، بعدش بردی‌مان توی باران، توی خاک، حتی یک بار نزدیک بود داخل گل فرو برویم!»

کتونی‌ها شاهد لحظه‌هایی هستند که شاید خودمان هم فراموششان کرده‌ایم. دویدن برای رسیدن به اتوبوس، قدم زدن‌های طولانی با یک دوست قدیمی، یا حتی راه رفتن آرام در شبی که می‌خواستیم کمی با خودمان تنها باشیم.

 

اگر کتونی‌ها واقعاً حرف می‌زدند، شاید گاهی هم اعتراض می‌کردند.

 

«ما برای دویدن ساخته شده‌ایم، نه برای اینکه سه ماه در کمد تاریک بمانیم!»

 

اما بیشتر از همه، احتمالاً از ما تشکر می‌کردند. چون هر خط و خشی که رویشان افتاده، نشانه‌ی یک مسیر است؛ مسیری که با هم طی کرده‌ایم.

 

شاید به همین دلیل است که بعضی کتونی‌ها را نمی‌توانیم دور بیندازیم. حتی وقتی کهنه شده‌اند، هنوز چیزی در آن‌ها هست؛ خاطره‌ی قدم‌هایی که با هم برداشته‌ایم.

 

و اگر روزی واقعاً کتونی‌ها شروع به حرف زدن کنند، شاید آخرین چیزی که به ما بگویند این باشد:

 

«ما فقط کفش نیستیم… ما خاطره‌ی تمام جاهایی هستیم که با تو رفته‌ایم.»

ما در [صندلستان] می‌دانیم که هر کتونی، قرار است قرار باشد بخشی از خاطرات شما شود. به همین دلیل، ما فقط کفش نمی‌فروشیم؛ ما همراه شما در مسیر تمام خاطراتتان هستیم. با انتخاب از میان مجموعه‌ی ما، اولین قدم برای نوشتن داستان جدیدتان را بردارید.

 

[صندلستان]؛ همراهِ قدم‌های شما."

جستجو
ویجت‌ها
آخرین مقالات
طراحی سایت توسط نونگار پردازش
Instagram